|
|
|
|
|
تأثير گذشته و حال مجازات زندان در جوامع بشري و افغانستان
محمد علي ابراهيمي
كارشناسي ارشد حقوق جزا و جرمشناسي
مقدمه قبل از اشاره بهتأثير مجازات زندان بهعنوان مقدمه عرض ميکنم که اين مجازات در قرآن مجيد در برابري ارتکاب جرمي قرار داده نشده است. قرآن کريم مجازات برخي از جرايم سنگين مثل قتل، سرقت، ارتکاب فواحش، اتهام، و موارد ديگر را تعيين کرده و احکام چون قصاص، نفي بلد، قطع يد، نواختن شلاق، سوگند دادن، و موارد فراوان ديگر را صادر نموده است ولي حبس را بهعنوان مجازات و کيفر جرايم در نظر نگرفته و دستوري در مورد آن صادر ننموده است. کلمات مثل ]تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاة[ المائده 106 و ]إِلاَّ أَنْ يُسْجَنَ[، يا ]السِّجْنُ أَحَب[، يا ]فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنينَ[ (يوسف 25، 33، 42) در قرآن آمده ولي در جهت بيان کردن حکم نميباشد. در سيرة پيامبر6 نيز چنين مجازاتي ديده نميشود. مهمترين پايگاه حاکميت پيامبر6 مسجد بود که در آن علاوه بر عبادت، تعليم و تعلم، رفع خصومت، دادرسي و اجراي احکام صورت ميگرفت. براي جرايم سنگين مجازات درخور شأن آن حتي مثل سنگسار تعيين ميگرديد که نمونه بارز آن داستان ماعز[1] است، ولي جاي بهعنوان زندان پيامبر6 در مدينه يا جاي ديگر در تاريخ ثبت و ضبط نشده است. اين نشان ميدهد که حتي رسول خدا که حدود بيش از ده سال زعامت جامعه را عهده دار بود و در رأس حاکميت قرار داشت و ضمن ابلاغ وحي، احکام آن را تفسير و بهمردم امر و نهي مينمود، در جهت کاهش جرايم از مجازات زندان استفاده نکرده است. اما بهمرور زمان و پس از عصر پيامبر مسأله حبس مرتکبين جرايم بزرگ مطرح گرديد و در حکومتهاي بعدي مورد استفاده قرار گرفت. همانطور که امام علي% در باره ممسک (نگهدارنده) حکم بهزندان ابدي آن صادر نمود. «فَقَضَى ... فِي الَّذِي أَمْسَكَ أَنْ يُسْجَنَ حَتَّى يَمُوتَ كَمَا أَمْسَكَه»[2] پيشينه تاريخي کيفر زندان شايد يکي از قديمي ترين مجازاتي که ميان بشريت شايع بوده بتوان گفت زندان است. از داستان حضرت يوسف در قرآن بر ميآيد که بارها حضرت بهاين کيفر تهديد گرديد تا جاي که او حتي زندان رفتن را بر ارتکاب عمل شنيع ترجيح داد و گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بهسوي آن ميخوانند»!. هرچند که بهصورت منظم و قانون مند نبوده است. چون خود قانون مندي مدون سابقه چندان طولاني ندارد و چند قرني بيش نيست که بشريت ضابطه مند گرديده است.[1] . ثقه الاسلام كليني، الكافي، ج، 7 ص 185، ح 5، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1365هـق [2] . شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج 29، ص 50، ح 35125، چاپ 1409 هـق، مؤسسه آل البيت(ع) قم ادامه مطلب |
||